تبليغاتX
گاوخونی؛ حسین نوروزی و بانو - مث یه موسیقیدون عاشق

Home # Baanoo # Reader # Feed # Wap # Email # Archive

 

«ــ من آوازی خسته دارم و
     نمی‌تونم خوش باشم.
     آوازی خسته دارم و
     نمی‌تونم خوش باشم.
     دیگه هیچ خوشی تو کارم نیست
     کاشکی مرده بودم.»

تا دل شب این آهنگو زمزمه کرد.
ستاره‌ها و مهتاب از آسمون رفتن.
آوازه‌خون سیا آوازشو تموم کرد و خوابید
و با آوازای خسته‌یی که تو کله‌اش طنین مینداخت
مث یه مرده مث یه تیکه سنگ به خواب رفت ...

لنگستون هیوز/ شاملو

 

# این؛ همین # 85/11/30 حسین نوروزی |