وقتی انسان محاصره میشود، و به دورترین نقطهء روستاهای ترسآور تنهایی رانده میشود، آخرین پناهگاه خود را در کودکی خود، در مادر خود یا در خانهء مادر خود مییابد. برادران ما، مادر دارند؛ مادر به معنای جغرافیایی و انسانی. برادران ما در آنجا مادری دارند که سرزمینشان است. با توشهء تنهایی به خانهء نخست خود بازمیگردند؛ به سوی مادرانشان، به سوی ریشههای زیتونشان.
ما در خارج از سرزمین اشغالی، تکیهگاهی نمییابیم. پس به درون خود، که آن نیز در محاصره است بازمیگردیم.
برادران ما وقتی میمیرند، قبر دارند. آنها اطمینان دارند که به خاکشان خواهند پیوست. ما این اطمینان را نداریم ...
- عنوان، سطری از یک شعر و متن، بخشی از یک گفتوگو با «محمود درویش» است.