دهان روزه، چه دروغ دارم بگویم؟ دلتنگ ام؛ بسیاااااااااااااااار...
ما را دوروزهدوری دیدار میکشد
زهریاست این، که اندک وُ بسیار میکشد
عمرت دراز باد که ما را فراق تو
خوش میبرد به زاری وُ خوش زار میکشد
مجروح را جراحت وُ، بیمار را مرض
عشّاق را مفارقت ِ یار میکشد
آنجا که حُسن دست به تیغ کرشمه برد
اول جفاکشان ِ وفادار میکشد
وحشی؛ چوناین کشندهبلایی که هجر او است
ما را هزاربار، نه یکبار، میکشد
وحشی بافقی