تبليغاتX
گاوخونی؛ حسین نوروزی و بانو - تو داری گریه می‌کنی

Home # Baanoo # Posts # Feed # Wap # Email # Archive

به حریم شخصی یک شعر تجاوز شده است؛
شعری را گرفته‌اند
و سه‌روز بعد
سطری کنار قافیه‌هاش
فریاد می‌زده است:
آن چشم‌های سرخ را فراموش کرده‌ام!
آن چشم‌های سرخ را فراموش کرده‌ام!

در روزهای بعد
چشم‌های بس‌یار
از غروب ولی‌عصر می‌رفتند بالا
مثلا
مغازه‌ها را
تماشا می‌کردند
روسری‌های رنگی را
شعرهای تلخ را که سکته داشتند
ساعت‌ها را
تماشا می‌کردند
سینماها را که شاد بودند ...
و گریه‌شان را
کسی نمی‌شنید

 

* نوشتم هم‌این‌جوری، بی‌ویرایش و بی‌حوصله .... تو داری گریه می‌کنی.

Baanoo بانو

 

# این؛ هم‌این # 88/05/12 حسین نوروزی |