میگویند زیبایی
چنگ میزنند در تو
۲
چشمهای بسیاری
پیات میدوند
دیده نمیشوی
مردان در هوای تو میسوزند
سیگارهای کارگری
چشمهای کارگری
هیز وُ
غربتی
میگویند زیبایی
و میخواهند!
هماینقدر راحت و ساده
۳
مردم از چیزهای زیادی میگویند
از اینکه میروی؛ دوست دارند
از اینکه میرسی؛ دوست دارند
از اینکه دوست دارند که میآیی
حرفهای بسیاری هست
پُشت سرت را نگاه کن
۴
تو نیستی
و میگویند رفتهای
نمیدانند ماهای در آسمانها
دیده نمیشوی گاهی
اینها
کارگر اند
نمیفهمند گاهی
خسته میشوی
۵
قسم به سیگار
و دودی که از جان برمیآید
روزی برای تو خواهند مُرد
با چشمهای کارگری
هیز
و غمآلود