تبليغاتX
گاوخونی؛ حسین نوروزی و بانو - ما گریه می کنیم تا آن‌وقت

Home # Baanoo # Posts # Feed # Wap # Email # Archive

بعدها
شبی
آخر دنیا بود
که در آغوش تختخوابی دلتنگ ِ سنگینی ِ داغ  ِ تن ات
خواب می بینم  "سینه ام را بخشیده ای به آب ها"
و تمام خیابانها / کافه ها و ماشین ها را
به من هدیه کرده ای

باد خبر می آورد عاشقانه هایم را در آغوش گرفنه ای
و سیر نگاهم می کنی

ما گریه می کنیم
و تا آن وقت
با سیل رفته ایم آن طرف دنیا
در حبس به هم می چسبیم / می پیچیم / می تابیم
تو در آغوش من اسیر می شوی / در من تمام می شوی
و من زیبا می شوم ....

 

# این؛ هم‌این # 87/06/23 بانو |