تبليغاتX
گاوخونی؛ حسین نوروزی و بانو - سربه‌سر طومار زلف‌ات، شرح احوال من است

Home # Baanoo # Posts # Feed # Wap # Email # Archive

زلف‌ات هزار دل، به یکی تار ِ مو ببست 
راه ِ هزار چاره‌گر از چارسو ببست
تا عاشقان به بوی ِ نسیم‌اش دهند جان
بگشود نافه‌ای وُ در ِ آرزو ببست
شیدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو
ابرو نمود و جلوه‌گری کرد وُ  .... رو ببست
ساقی به چند رنگ، می اندر پیاله ریخت   
این نقش‌ها نگر که چه خوش در کدو* ببست
یارب چه غمزه کرد صُراحی که خون‌ ِ خُم
با نعره‌های قُل‌قُل‌اش اندر گلو ببست
مطرب چه پرده ساخت که در پرده‌ء سماع
بر اهل وجد وُ حال، در های‌وُهو ببست
حافظ، هر آن‌که عشق نورزید وُ وصل خواست
احرام طَوف کعبهء دل، بی‌وضو ببست

زلف‌ات هزار دل، به یکی تار ِ مو ببست ... تصویر، بانوی دیگران است و تزیینی Photo By: Yasuo Osakabe


* آن‌سال‌هایی که هنوز سماعی بود و بزمی، «کدو» را خشک می‌کردند، نقش و نگاری روی آن می‌کشیدند، می‌شده‌است تُنگ شراب. کدوی شراب هم می‌گفته‌اند به آن. در همین شعر، آن «قُل‌قُل اندر گلو» هم به بخش نازک هم‌این تُنگ‌ها اشاره می‌کند که گلوی تُنگ شراب بوده‌است.

با صدای دولتمند خُلف

# این؛ هم‌این # 87/06/03 حسین نوروزی |