تبليغاتX
گاوخونی؛ حسین نوروزی و بانو - مشکل زبان فارسی: عدم توجه به زبان ِ بوس و بغل

Home # Baanoo # Posts # Feed # Wap # Email # Archive

یک‌روز یک وبلاگ‌نویس، در نوشته‌ای برای مخاطبان وبلاگ، نه مقاله‌ای علمی، مطلبی می‌نویسد دربارهء شلختگی زبان بعضی ترجمه‌ها و یادی می‌کند از شاعر جوان و ساعی، ابوالقاسم فردوسی که گویا ما زبان‌مان را وام‌دار تلاش‌های وی هستیم. {االبته من نمی‌فهمم چرا وام‌دار او هستیم، ولی توی طاقچه‌هامان قرآن یا حافظ می‌گذاریم؛ ربطی هم به ج.ا ندارد، درد قدیمی‌است} بعد کورش علیانی که زبان را در دایرهء ناموس تعریف می‌کند، مطلبی می‌نویسد مثلا در ادامهء بحث، که من هیچ با لحن‌اش موافق نبودم. {با مغز حرف‌اش موافق‌ام، اما لحن نوشته‌اش را نمی‌پسندم؛ به‌خودش هم گفتم! این زبان، زبان گفت‌وگو نیست} بعد، کورش می‌افتد روی دوُر حرف زدن از زبان، و به‌نظر من حرف‌های بسیار خوبی هم می‌زند و کلی آموزنده و فکربرانگیز هستند نوشته‌های‌اش. {من این نوشتهء دوم، و خصوصا نوشتهء سوم را می‌پسندم و بسیار دوست می‌دارم.}
یک‌روز دیگر، مطلبی قدیمی از دکتر محمدرضا باطنی، در سایت بی‌بی‌سی فارسی ارسال می‌شود.{و بگویم که من بسیار دکتر را دوست‌اش می‌دارم و او را فردی می‌دانم که جای‌اش در میز ریاست فرهنگستان زبان خالی‌است.} بعد این مصاحبهء بی‌بی‌سی هم مزید بر علت می‌شود، تا اول سید ِ خوابگرد، که در نوشتهء اول و دوم ِ کورش با او خیلی موافق نبود، با دکتر باطنی موافق شود. کورش هم یه‌جوری به این مطلب دکتر لینک می‌دهد که پنداری «ما هم از اول همین رو می‌گفتیم دیگه!» و در واقع «دکتر باطنی-نوازی» می‌کند. خب همه‌چیز در حال رفع و رجوع است و همه‌چیز قشنگ است. تکلیف همهء رفقا با زبان روشن می‌شود، و هم‌چنان همه متعرف هستند که این زبان، به‌هرحال، مشکلی دارد؛ منتها در تعریف مشکل، اختلاف نظر بسیار است.
و ناگهان امروز این مهدی جامی، که بنده در فضل، مهربانی، نازک‌اندیشی و خوش‌تیپی ایشان شک ندارم، {تمام این صفات را بدون شوخی و ایهام و ابهام، شایسته‌اش می‌دانم که مرد خوب و با اخلاقی می‌بینم‌‌اش- از همین‌جا درود بر او} با دکتر مخالفت می‌کند و شهر را به آشوب می‌کشد.
از اول صبح، نشسته‌ایم ببینیم کی به کی می‌زند و کی از کی دفاع می‌کند، که این‌وسط چیزی یاد بگیریم. اما تا لحظهء تنظیم این خبر، سکوت کورش را در مقابل این موضع اخیر، معنادار می‌دانیم. چراکه اگر مثلا «نیم‌فاصله» را در حوزهء ناموسی خوابگرد، «زبان فارسی» را در حوزهء ناموسی کورش، «دکتر سروش+وحی+شجریان» را در حوزهء ناموسی داریوش، و «سمرقند+سمرقند+سمرقند+و سمرقند+مدیریت فرهنگی+جهان وبلاگی» را در دایرهء نوامیس جامی ِ زمانه بدانیم، سکوت کورش در برابر تعرض صاحب ارض سیبستان به حیطهء زبان فارسی را باید پُرمعنا ببینیم. کورش، شرم بر تو!
نویسندهء این سطرها، به‌شدت برای آرا و نظرات دکتر محمدرضا باطنی احترام قایل است و با ایشان، به‌جز در بخش مربوط به تغییر خط فارسی، که بدون ارائهء راه‌کاری برای جلوگیری از آسیب‌ها گفته شده، و یکی‌دو مصداق‌ هم در دل گفت‌وگو دربارهء فرهنگستان اول، عموما موافق است. این نویسنده، زبان فارسی را به‌شدت «مساله‌دار» می‌بیند و معتقد است باید کاری کرد، که یا مسالهء این زبان حل شود، یا خودش!
اما وقتی که می‌بیند در تمام نوشته‌ها، نام این شاعر ایرانی، ابوالقاسم فردوسی، هی تکرار می‌شود، خون‌اش به‌جوش می‌آید و فکر می‌کند که چرا حالا فردوسی؟
اگر هنوز هم بخشی از کارکرد زبان را در ایجاد «ارتباط» برای انتقال پیام بدانیم، به‌نظرم اتفاقا مشکلات زبان فارسی در حوزهء ارتباطی، دقیقا از همین فردوسی آب می‌خورد. وی مردی بوده سخت زبان‌آور و قصه‌گو. ولی ایراد وارده به فردوسی، همانا نشناختن مبحث «ارتباط» از طریق زبان است. فردوسی، «زبان بوس و بغل» را نمی‌دانسته، یا آگاهانه دست به حذف آن از زبان فارسی زده‌است.
زبان بوس و بغل، با زبان فارسی دری، فارسی تاجیکی، و فارسی افغانی تفاوت ماهوی دارد. {البته نزدیکی‌هایی با زبان فارسی «میانه» دارد که در کتابی مفصل به آن خواهم پرداخت} هم‌چنین با عناوینی چون «زبان عشق» و «زبان‌های آرگو» نباید یکی دانست. زبان بوس و بغل، دارای اصالت صرفی، تاریخ، ریشه‌های نحوی و دایرهء واژگانی‌است. گرچه این زبان از مشتقات زبان فارسی «میانه» است، اما آن‌چه امروز از آن به عنوان «زبان بوس و بغل» یاد می‌شود، خود زبانی است منفصل و گویا. این زبان، عموما زبانی‌است مبتنی بر کوتاه‌نویسی و خلاصه‌گویی؛ تاجایی‌که گاهی از یک جمله، به گفتن یکی‌دو حرف‌اش می‌شود اکتفا کرد.
در مطلب دکتر باطنی به مشکلات زبان فارسی و افعال نازای آن اشاره شده است. این مورد، موافقان و مخالفانی دارد. اما فکر می‌کنم همان‌طور که در مقالهء دیگری به فرهنگستان زبان و ادب فارسی پیشنهاد دادم و مانند پیشنهادات دکتر باطنی مورد توجه قرار نگرفت، باید زبان فارسی با زبان بوس و بغل «آمیزش» کرده تا به «زایایی» برسد. برای روشن شدن بحث و گریز از تطویل کلام، اشاره‌ای می‌کنم به برخی از ویژگی‌های این زبان در چند حوزهء صرف، نحو و واژگان. باشد که در روزهای بعد، مفصل‌تر پیرامون زبان بوس و بغل، و چرایی ِ الویت آن بر زبان موجود و رسمی ِ فارسی، خواهم نوشت.
«بانو»ی ما که از زبان‌شناسان شهیر اروپایی بوده و اگر اغراق نباشد، شیرین‌زبان ِ شیرین‌رفتاران عالم است، در تدوین بخش‌های مربوط به واژه‌سازی و تصرف در نحو زبانی، که موجب کوتاه‌نویسی شده‌، نقش به‌سزایی دارد. بخش‌های مربوط به تصرف در ریخت و اعصاب زبان، از حقیر است.

ساخت صفت از فعل ناقص
بوس باشیدن بودگی: بوس ِ منی!
مشتقات فعلی: بوس‌ات دارم! بوس‌بوس باش، پیش‌بوس!{ که شکلی خطابی-عشقی-تشویقی دارد}

ساخت فعل ساده از قید
یک‌هوُ : یهو‌ُویدن
یک‌هوُ آمدن/ ناگهان آمدن/ در دو صورت شیرین و تلخ به‌کار می‌رود.
یهوویدن شیرین: وقتی که در مسنجر، ناگهان و به‌صورت اینویزیبل، برای شما سلام می‌کند، و شما از یهوُویدن طرف مقابل‌تان ذوق‌مر‌گ می‌شوید.
یهوویدن تلخ: وقتی که خانه را مکان دیده‌اید و «میهمان» آورده‌اید، و بانو یا آقا، می‌یهوُود توی خانه.
مشتقات اسمی-خطابی:
یوهو! = من یهوویدم .. سلام!
یا هو! = فقط «او»ست که می‌یهوُوَد!
هوهولی! = می‌یهوُوَیم به‌خانه... سلام عزیزم.

مثال دیگر:
دیویدن: دیوانه شدن
من رسما دیویدم ام‌شب = من ام‌شب به‌خاطر رفتار تو، دیوانه شدم / من این وقت از شب، به‌خاطر نوع برخورد تو دیوانه شدم

ساخت جملهء حدسی
سگ‌ات کی‌اه؟: سگ‌ات کیه بودن/ چه کسی تو را بیش از همه دوست داشتن / چه کسی در برابر عشق تو، این‌سان حقیر استن و خاک‌سار
کاربرد این فعل در گفت‌وگو:
- «سگ‌ات کیه؟»
- سگ‌ام؟ من سگ ندارم. من از سگ می‌ترسم..
- سگ‌ات من‌ام دیگه عزیزززززززززززز دل‌ام! {+بوس محکم}

ساخت ساختار ِ محذوف به قرینهء جنسی
خر!! : مورد علاقه / دوست‌داشتنی / پرستیدنی
در این ساختار جمله‌ای، فعل «هستن/بودن» به‌صورت شهوانی، حذف شده. منظور از این ساخت ِ جمله‌ای، در تمام جایگزین‌های «خر»، یک‌سان است.
- خر!! = خره! خیلی خاطرت برای‌ام عزیز است!
- گاو!!= گاوه! خیلی خاطرت برای‌ام عزیز است!
- پدَسّگ {به‌تشدید دال و سین pedassag}= پدرسگ! خیلی خاطرت برای‌ام عزیز است!

ساخت تخت‌خواب از تمام واژگان
بریم؟؟ = برویم بخوابیم آیا؟
نمی‌آی؟ / تو نمی‌آی؟= من رفتم بخوابم، تو هم بیا!
رفتم بوس! = من رفتم بخوابم، و شما هم اگر دوست دارید، بیایید.
چی هست توی اینترنت صب تا شب نشستی پاش؟ = بعد از برو تخت‌خواب مادرت بخواب! {در مقام تهدید. نوعی اجرا گذاشتن مهریه}

ساخت فعل‌های اعتمادی
در این جمله:«خب.. وقتی رفتی دفتر اون نشریه، کیا بودن؟» فعل ِ اعتمادی ِ «نکنه باز اون دخترهء پرروی عوضی بود و نشستین و لاس زدین و چشم منو دور دیدن؟ نکنه می‌خوای با اون ازدواج کنی؟ نکنه من دیگه خوش‌گل نیستم؟» وجود دارد که از افعال محذوف زبان بوس و بغل می‌باشد.
مثال دیگر برای فعل اعتمادی:
تو خوبی؟ {این فعل را هم‌راه با نگاهی بدون خشم یا شادی، و خیره و جست‌وجوگر بیان می‌کنند} = «خب من سکوت کردم ببینم خودت می‌گی که یه حالی از این بپرسم ببینم چیزی می‌خواد نمی‌خواد... والله {یا: خدا می‌دونه} اگر من خفه بشم، صد سال تو یه حالی از دل من نمی‌پرسی..»

ساخت فعل اقتصادی
کفش‌ کردن: کفش خریدن برای / خریدن کفش برای تقدیر از زیبایی برای / خرید کفش برای
مثال:
کی کفش‌ام می‌کنی؟ = چه زمانی برای من که این‌همه خوب‌ام، کفش می‌خری؟
کفش‌ام کن خب! = هیچ می‌دونی چه‌قدر وقته که برام کفش نخریدی؟ برام کفش بخر، برام کفش قرمز بخر! {قرمز، در معنای جمله، مستتر است}
مشتقات مالکیتی:
کفش‌ام‌ای= کفش من هستی/ مانند کفش برای من دل‌خواه هستی / تو مانند آن کفش قرمزه هستی که از برج گلدیس خریدم.
کفش‌انه / کفشانه = تحبیب قلوب / خرید کردن از پاساژ بزرگ آریاشهر/ خرید کردن از برج گلدیس

مثال دیگر برای افعال اقتصادی
خیابون‌گردش: خرید کفش
کی می‌بری من رو خیابون گردش؟ = کی می‌رویم خرید که کفش بخریم؟/ چه زمانی امکان دارد که تو کارت را بر من ارجح ندانی، و با هم برویم آریاشهر، آن پاساژ بزرگ، و تو برای‌ام کفش بخری؟
خیابون‌گردش‌ام = در حال خرید کفش قرمز هستم از برج تندیس، بعدا تماس بگیر.

ساخت فعل ساکت
"..........." = حرفی نداشتن / پایان گفت‌وگو در زمینه‌ای / به دیوار خوردن ِ دیالوگ
از این فعل {نقطه‌چین پیاپی}، همراه با آدمک نیز برای لج درآوردن استفاده می‌شود.
مثال:
- من اگر بی‌راه حرف می‌زنم، بگو!
- .............
- نکن!! هی اینا رو تایپ نکن!! .... جد و آبادته!! همه‌کس و کارت مسخره هستند.. عوضی یابو!

ساخت فعل نوازشی
........ = جون!!
تو ...... / ........! = ..........!!

ساخت قید و فعل از آدمک‌های یاهو مسنجر
قید:
= به‌آرامی، یواش
فعل:
= متاسف بودن، تاسف خوردن، اجرا گذاشتن مهریه، قهر کردن


در این فرصت اندک، تنها چند نمونه از ویژگی‌های زبان بوس و بغل را گفتم، و امیدوارم در کتاب زیر چاپ «آیین آغوش و دستور زبان بوس»، مفصل در این‌باره توضیح بدهم.
همان‌طور که می‌بینید، این زبان، با «تغییر خط» نیز کارایی خود را از دست نمی‌دهد، و می‌توان برای مثال، با خط انگلیسی هم آن را نوشت. مثال:
بوس‌ام‌ای= Boosami
یهوُویدن= Yehovidan
از سوی دیگر، از آن‌جا که این زبان دارای ویژگی «خلاقیت - درشب» است، کاملا متکی به هنر شخص «عرضه‌کننده» و دریافت «گیرنده» است.

بعدالتحریر:
- این مقاله، اولین‌بار به مسوولان سایت بی‌بی‌سی فارسی ارائه شد، و بنا به دلیل سیاست‌های استعماری این سایت در حوزهء زبان، بعد از چند لحظه حذف شد.
- بانو، در کتابی تحقیقی به نام «»، مباحث تئوریک این زبان را با مباحث «ساپیر و ورف» مطابقت داده است. نسخهء منتشر شدهء این اثر، به‌دلیل ویژگی خاص همین زبان، هرگز رویت نمی‌شود و علاقه‌مندان باید آن را تخیل کنند.
- برای آشنایی هرچه بیش‌تر ِ برخی از اعضای فرهنگستان زبان و ادب فارسی، لازم است تا منقل و وافور را از آن‌ها ستانده، و یک بالش به‌همراه نسخهء هفت مسنجر یاهو، و یک یار چهارده‌ساله {تا چهل و هشت ساله، لوند و دل‌ربا} در اختیارشان قرار داد.
- این مقاله، به استاد سخن، بانوی شیرین‌رفتار تقدیم می‌شود که خود زبانی‌است گویا و پویا و به‌کار و شیرین.
بعداز دیروز: قیصر! کجایی که «حمزه»ت رو کشتند

 

# این؛ هم‌این # 87/03/30 حسین نوروزی |