جانام فدای زلف تو؛ آندم که پُرسمات
کاین چیست موی بافته؟ گویی که دام توست
«امیرخسرو دهلوی»
۱
این نویسنده، با هرگونه تغییرات شهری، و اصلاحات هندسی خیابانها، مخالف است.
تهران، یعنی اضلاع نابرابر، یعنی خلاقیت در حرکت. یعنی خودت راه بیفتی، مثل الاغ ِ دلبهنشاط، راه خودت را پیدا کنی. یعنی وقتی گم میشوی، حداقل بیست و چهار طول بکشد تا پیدا بشوی. تهران، یعنی هنوز هم کرباسچی ِ مظلوم، هنوز توهم توطئه در کوچهها، یعنی هنوز روزی میرسد که هاشمی شکست خواهد خورد. یعنی، شهری که با تو قدم زدیم... تو که نبودی، بسیاری از خیابانها را بستند وُ باز کردند وُ ساختند وُ بردند وُ کشیدند بلند کردند. وقتی که بودی، تازه داشتیم به حماقت هندسی خیابانها عادت میکردیم. این تهران، شهری نیست که زنی داشت، راه میرفت، زیبا بود... + و + و +
لعنت به هرچه شهرداری.
۲
با سیگار نمیشه آدمها رو فراموش کرد، با سیگاری هم.
با سیگار نمیشه خونهها رو از یاد برد، با سیگاری هم.
با سیگار نمیشه بعد از بارون آواز خوند، با سیگاری هم.
با سیگار نمیشه، با سیگاری هم .. نمیشه خیال کرد که نزدیکای... +
۳
خداوند متعال
لطفا از ما بکش بیرون؛ اینهمه زن و مرد ِ طالب، توی شهر.... خسته شدیم بابا ... +