برای این روزهای دلتنگ ِ تو
پاتوُ از رو دلم بردار
دستت رو از سرم بردار
خیال نکن که سنگه زیر پاهات
این یه دلقشنگه زیر پاهات
دلم مث برگ گل پاکه
طلای بیمنت از خاکه
نکن له اونُ زیر اون قدمهات
نمیخوام وعدهء امروز و فردات
نکن له اونُ زیر اون قدمهات
نمیخوام وعدهء امروز و فردات
تو این دنیا، دمی خوش بودن آسونه
بهای عیش و مستی خیلی ارزونه
یه روزی به تو وُ عشق تو دل بستم
وگرنه یار ِ یکروزه فراوونه
وگرنه یار ِ یکروزه فراوونه
وگرنه یار ِ یکروزه فراوونه
تحشیه:
پایات را از روی دل من بردار ای مومن!
دستات را از روی سرم بردار و بگذار زیر سر خودت.
فکر باطل نکن که آنچه به زیر پای تو افتاده{انداخته شده} چیزی از جنس سنگ است.
بلکه آن، یک دل ِ زیبا و قشنگ است.
دل این حقیر، مانند برگ گل، پاک است
و به قول معروف، طلا که پاک است، چه منتاش به خاک است؟
لطفا انسانیت و حقوق بشر را رعایت نموده و دل ِ بنده را خُرد نکن در زیر آن گارد آهنینتان! {استعارهای از پا}
اینجانب، خدا شاهد است که دیگر علاقه و وقتی برای شنیدن وعدههای مختلف و اغواکنندهء شما را ندارم.
لطفا انسانیت و حقوق بشر را رعایت نموده و دل ِ بنده را خُرد نکن در زیر آن گارد آهنینتان! {استعارهای از پا}
اینجانب، خدا شاهد است که دیگر علاقه و وقتی برای شنیدن وعدههای مختلف و اغواکنندهء شما را ندارم.
در این دنیای فانی به قول حافظ، یک لحظه خوشحال و دلبهنشاط بودن بسیار آسان و در دسترس است.
قیمت مشروبات الکلی و غیر الکلی هم بهنسبت نوع حالشان، ارزان و مناسب است.
بنده، یکروز در ایام شباب و جوانی، به شما عاشقیت نمودم و شما لابد خوب به یاد دارید!
وگرنه، خدا میداند به ابوالفضل، یار صیغهای و فلاندوزاری، در این شهر بسیار یافت میشود با قیمت مناسب.
وگرنه، خدا میداند به ابوالفضل، یار صیغهای و فلاندوزاری، در این شهر بسیار یافت میشود با قیمت مناسب.
وگرنه، خدا میداند به ابوالفضل، یار صیغهای و فلاندوزاری، در این شهر بسیار یافت میشود با قیمت مناسب.
«دلقشنگه» + دربارهء سوسن + اینجا