۲
- باران ِ رحمت از دولتی ِ سر قبلهء عالَم است، سیل و زلزله از معصیّت ِ مردم!
میرغضب بیشتر داریم تا سلمانی
سربُریدن، شده از ختنه سهلتر
ریخت ِ مردم از آدمیزاد برگشته
سالَک بر پیشانی ِ همه مُهر نکبت زده...
چشمها خُمار از تراخم است، چهرهها تکیده از تریاک
اون چارتا آبانبار عهد ِ شاهعباس هم آباش کِرم گذاشته
...
چه انتظاری از این دودمان، با آن سَرسِلسلهء اخته؟
خَلق ِ خدا به چه روزی افتادهاند از تدبیر ما...
دلال
فاحشه
لوتی
لَلِه
قاپباز
کفزن
رمّال
معرکهگیر ...
گدایی که خودش شُغلیست.
علی حاتمی، از زبان «حاجی واشنگتن»