روزی که مرحوم پروین دولتآبادی فوت کرد، نوشتهای گذاشتم اینجا {و اینجا} با عنوان فرعی «نگاهی از روی عجله به لحظاتی از ادبیات و شعر کودک و نوجوان در ایران»، و در پایاناش این توضیحات را آوردم:
«این یادداشت، صرفا برای رسانههای اینترنتی {منتشر شده در شهرزاد} نوشته شده، و به دلیل سرعت و عجله، ممکن است در اطلاعات خود، لغزشها و کاستیهایی داشته باشد. ویژگی رسانههای اینترنتی، برعکس رسانههای چاپی، امکان اصلاح و توضیح در هر زمان است. پس، به دیدهء منت، تذکرات را دربارهء اشتباهات احتمالی میپذیرم. این نوشته، میتوانست بسیار کاملتر و بهتر باشد، اما ... کسانی چون مهدی حجوانی، محمدهادی محمدی، سیدعلی کاشفی خوانساری، زهره قایینی، علیاصغر سیدآبادی، و نیز اساتید بزرگواری چون محمود کیانوش، توران میرهادی و دیگران، که در دنیای اینترنت هم حضور دارند، حتما مطالب مفید و کاملتری بهدور از اغلاط این متن خواهند نوشت. چنین باد»
در ساعات پایانی دوشنبه، 2 اردیبهشت، ایمیلی از جناب محمود کیانوش، شاعر ارجمند داشتم که برخی از اشتباهات مهم و فاحش آن متن را تذکر داده بودند. هیچ توضیحی برای این اشتباهات و اغلاط ندارم، و عینا نوشتهء ایشان را با رعایت رسمالخط جناب کیانوش در ادامه میآورم {و در اینجا} و مجددا تاکید میکنم که نوشتهء مذکور، اشتباهات فراوانی داشته و دارد که صرفا ماحصل ِ بیسوادی و کمسوادی نویسندهء آن است. گرچه، نگارنده نیز همانطور که در همان نوشته آمده، بیش از یک متن اینترنتی، که صرفا قصد یادکرد و ادای احترام به بزرگان را داشته و بهدلیل خاصیت کار ژورنالیستی، و نه پژوهشی، خالی از عجله و خطا نبوده، به آن نگاه نکرده و نمی کند. با اینحال، بهجای توضیح بندهای مختلف نامهء ایشان، تمام اشتباهات متذکر شده و اشتباهات دیگر را میپذیرم و حرف تازهای هم برای عرضه ندارم. حاضرم تمام آن نوشته را بهکل، تکذیب کرده، و از دیگران نیز عذرخواهی کنم. و ..... سعی خواهم کرد دربارهء تمام مرگها / زندگیها سکوت پیشه کنم تا اغلاط ِ تاریخ نانوشته و ناگفته، بیش از این نشود. چنین و چنینتر باد.
با احترام به تمام کسانی که برای فرهنگ، هنر و مردمان ایران نفس میکشند
حسین نوروزی
آقای حسین نوروزی عزیز،
سلام. به قلم شما در اینترنت نوشته ای خواندم دربارۀ درگذشت «پروین دولت آبادی». آفرین یر شما که از او یاد کرده اید. دربارۀ کار هر کس هر نظری داده اید، نظر شماست، امّا در چند مورد می خواهم اطلاعات شما از واقعیتها را اصلاح کنم:
1- اگر منظورتان از «همچنین از ویراستاران قدیمی ادبیات کودک و نوجوان در انتشارات فرانکلین» ویراستاری مجلّه های «پیک» است که با کمک مالی فرانکلین، امّا در ادارۀ کل انتشارات آموزشی وزارت آموزش و پرورش در می آمد، باید بگویم که خانم دولت آبادی از ویراستان نبود و فقط شعرهایی برای مجلّه های «پیک» می فرستاد.
2- محمود کیانوش ... «شاعر نوپرداز و مترجم و روزنامه نگار» در واقع «محمود کیانوش شاعر، داستان نویس و منتقد ادبی» است، نه چیز دیگر. من او را می شناسم.
3- نوشته اید که محمود کیانوش «در واقع از اوّلین کسانی بود که تئوری نویسی برای شعر کودک و نوجوان را به راه انداخت». مایلم بدانم که این «اولین کسان» چه کسان دیگری بودند.
4- نوشته اید که محمود کیانوش «در راه اندازی انتشارات فرانکلین... نقش اصلی را داشت». اتشارات فرانکلین یک مؤسسه آمریکایی بود و من که محمود کیانوش هستم هرگز در راه اندازی آن هیچ نقشی نداشتم.
5- نوشته اید که محمود کیانوش «در تأسیس کانون پرورش فکری در کنار لیلی امیر ارجمند فعالیتهای مؤثری داشت». من که محمود کیانوش هستم، هرگز در تأسیس کانون پرورش فکری هیچ نقشی نداشتم و خانم لیلی امیر ارجمند را نمی شناختم و فقط در یک کنفرانس بین المللی که در کانون پرورش فکری برگزار شد و از شورای کتاب کودک و انتشارات آموزشی وزارت آموزش و پروش نمایندگانی به این کنفرانس دعوت شدند، من هم یکی از این دعوت شدگان بودم و در آنجا وفقط همان یک بار خانم لیلی امیر ارجمند را دیدم. همکاری من با کانون پرورش فکری بعد از انقلاب و با چاپ و انتشار شعرهایی بود که در پیکها برای کودکان و نوجوانان ساخته بودم و چاپ اوّل آنها به وسیله انتشارات توکا انجام گرفته بود.
چون شما در راه پژوهشگری قدم برمی دارید و قلم می زنید و من شما را دوست می دارم، دقت و صحت در نقل واقعیات را به شما توصیه می کنم.
دوستدار شما- محمود کیانوش
لندن – 21 آوریل 2008