از گریه، از تب، از هیجان میشود شروع / از روزنامههای جهان میشود شروع
چون ناله در محاکمهء روزنامهها / در سرمقالهء همهء روزنامهها
ای کاست ِ قدیمی ِ آوازهای شرق / ای سرزمین منقلب رازهای شرق
در روزنامهها خبرت را دمیدهاند / اصلن خبر نه، خون سرت را دمیدهاند
با روزنامه، خون تو دیوانه میشود / دیوانهوار وارد هر خانه میشود
هر کس به خواندن ِ خبرت آرمیدهست / با چشمهاش خون سرت را مکیدهست
دیده به دیده با تو زمان منفجر شدهست / خون تو در رگان جهان منتشر شدهست
هر گل، سفیر اول عید مزار توست / هر سبزه، زند معبد بینوبهار توست
هر دل، تباش به نقشهء تلخ تو میرسد / هر شعر، کوچهای که به بلخ ِ تو میرسد
هر خال لب، مرید غزالی به زابل است / هر خط چشم، شعبهای از حُسن ِ کابل است
از گریه، از تب، از هیجان میشوی شروع / از روزنامههای جهان میشوی شروع
در روزنامهها، من پسر تو نبودهام / خون دل تو، دردسر ِ تو نبودهام
پس روزنامه ذوق تدابیر من شدهست / روی کفی ِ کفش، عرقگیر من شدهست
در روزنامه آمدهای با تو نیستم / از روزنامه سر زدهای با تو نیستم
سید رضا محمدی (کابل- تهران-لندن)
صدای وطن: رسانههای جهان را نشاندهای در سوگ / تکاندهندهترین متن هر خبر شدهای ++