تبليغاتX
گاوخونی؛ حسین نوروزی و بانو - دایره‌المعارف نوستالژی - کابلی که دوست می‌داشتم

Home # Baanoo # Reader # Feed # Wap # Email # Archive

از گریه، از تب، از هیجان می‌شود شروع /  از روزنامه‌های جهان می‌شود شروع
چون ناله در محاکمهء روزنامه‌ها /  در سرمقالهء همهء روزنامه‌ها
ای کاست  ِ قدیمی  ِ آوازهای شرق /  ای سرزمین منقلب رازهای شرق
در روزنامه‌ها خبرت را دمیده‌اند /  اصلن خبر نه، خون سرت را دمیده‌اند
با روزنامه، خون تو دیوانه می‌شود /  دیوانه‌وار وارد هر خانه می‌شود
هر کس به خواندن ِ خبرت آرمیده‌ست /  با چشم‌هاش خون سرت را مکیده‌ست
دیده به دیده با تو زمان منفجر شده‌ست /  خون تو در رگان جهان منتشر شده‌ست
هر گل، سفیر اول عید مزار توست /  هر سبزه، زند معبد بی‌نوبهار توست
هر دل، تب‌اش به نقشهء تلخ تو می‌رسد /  هر شعر، کوچه‌ای که به بلخ ِ تو می‌رسد
هر خال لب، مرید غزالی به زابل است / هر خط چشم، شعبه‌ای از حُسن ِ کابل است
از گریه، از تب، از هیجان می‌شوی شروع /  از روزنامه‌های جهان می‌شوی شروع
در روزنامه‌ها، من پسر تو نبوده‌ام / خون دل تو، دردسر ِ تو نبوده‌ام
پس روزنامه ذوق تدابیر من شده‌ست /  روی کفی  ِ کفش، عرق‌گیر من شده‌ست
در روزنامه آمده‌ای با تو نیستم / از روزنامه سر زده‌ای با تو نیستم

سید رضا محمدی  (کابل- تهران-لندن)

صدای وطن: رسانه‌های جهان را نشانده‌ای در سوگ / تکان‌دهنده‌ترین متن هر خبر شده‌ای ++


# این؛ همین # 87/01/27 حسین نوروزی |