۲)
بهشوق تو حبس میکشیدیم در جزیره
زنجیری ِ تو بودیم / زندانی ِ دیوارهای وطن
سرانجام
بطریها
به ما خیانت کردند
و یکروز عصر
تیرباران شدیم
جزیرهها
جوانی ِ ما بودند
خوب میدانستی!
۳)
سربازها
تو را دیدند که فراری شدند
بُرجها
دکلهای بلند
دیدهبانهای بسیاری برای تو نامه مینوشتند
نمیخواندی ....
چهقدر جوان ماند پادگان ِ قدیمی
و سربازان
در تمامی ِ جنگها
بر علیه ِ تو مُردند
4)
جنگهای بسیاری برای تو
کُشتههای بسیار
گلولهها وُ جنگها وُ آوازهای توی ِ سنگر
دیوارهای بلند
عاشقانههایی از خدمت و خیانت
و دخترانی در انتظار بازآمدن ِ مردان جوان
پیر شدیم .. پیر ...
روحمان اسیر تو بود
دلمان پیش تو
دستمان با تو
برای تو بود اگر جهان را به آتش کشیدیم
و
تو را
دوست داشتیم
بههمین سادگی