تبليغاتX
گاوخونی؛ حسین نوروزی و بانو - دریاها را من سرودم وقتی تو آمدی

Home # Baanoo # Posts # Feed # Wap # Email # Archive

1
عاشق‌ات شدم
با شعرهای بسیار
و شعرهای تلخ از تو نوشتم
برای تو تنها

برای تو بود اگر تفنگ به دست گرفتم
برای تو بود اگر به ایستگاه رفتم
اگر دست تکان دادم
برای تو بود
حالا به‌خاطر ِ تو از هر قطار می‌گریزم

2
تو زیبا بودی
و تهران ِ پیرامون‌ات را
فقط به‌خاطر ِ تو می‌خواستم
چه‌قدر برای این شهر ِ غریب، نوشتم
و تو را پس نداد ...

3
در شعرهای ضعیف بودی که یافتم‌ات
از سطرهای عاشقانهء دبیرستان
از جیب سربازهای روی برج
از درازای یک خیابان ولی‌عصر
تو از میز یک کافه به شعرهای من نشستی
و بعد
هرچه از تو نوشتند
خوانده نمی‌شد
چراکه تو زیبا بودی
و هیچ شعری صادقانه و ساده
این سطر را نداشت:
آه از تو ای زن ِ زیبا!

4
شاعر نمی‌شدم اگر نبودی
دریاها را من سرودم وقتی تو آمدی
و دریاها
زیبایی ِ تو را ادامه دادند
دست ِ من نبود

5
عاشقانه‌های جهان برای تو بود اگر سروده شد
برای تو تنها
و دختران کافه‌نشین
و دختران کافه‌نشین
و دختران کافه‌نشین
برای تو بود اگر زیبا شدند

تمام کافه‌های جهان
فدای سرت
به‌همین سادگی

 

هر رژیمی که گفت تو زیبایی، رژیم ِ ما بود   نمی‌خواستم بمیری قیصر        هیچ کافه‌ای بعد از تو، قهوه‌اش نمی‌آید
شعر بلند آزادی                      ماهی‌ها، دریاچه‌ها، و ماهی‌های غمگین
دفتر دل‌تنگی‌های ایرانی: شعرهایی از روی حس وطن‌پرستی      ريل‌ها ، پروانه‌ها ، ابرها 

 

# این؛ هم‌این # 86/11/06 حسین نوروزی |