تبليغاتX
گاوخونی؛ حسین نوروزی و بانو - ابراهیم‌کْشان

Home # Baanoo # Reader # Feed # Wap # Email # Archive

می‌گوید:
در وجود من، در وجود تو، در وجود ما ابراهیم‌ای قربانی شده‌است. ببین چه‌گونه اسماعیل ِ بودن ِ ما را، به مسلخ بُرده‌اند و ما همه‌چیز را باخته‌ایم.

می‌گویم:
اگر پرنده بودم وُ هوای تن نداشتم
دوباره بال می‌زدم، غم ِ وطن نداشتم

می‌گوید:
من رفته‌ام؛ آسمان، اگر هرکجا همین رنگ، زمین رنگارنگ است، آدم‌هاش بی‌رنگ. کجا؟

فریاد می‌زنم:
بیا خدا! تمام ِ اسماعیل‌های ِ در من، از آن ِ تو؛ چاقویت را بده، می‌خواهم ابراهیم‌کشان بگیرم...

# این؛ همین # 86/09/30 حسین نوروزی |