تبليغاتX
گاوخونی؛ حسین نوروزی و بانو - ادارهء نمایش رادیو، داغ‌دار است، من و بانو هم

Home # Baanoo # Reader # Feed # Wap # Email # Archive

ما، حسین نوروزی و بانو، در غم از دست دادن ِ عمهء بزرگ بانو، مغموم و معتکف ِ حریم ِ غصه می‌باشیم. متاسفانه، امروز صبح بود که خبر رسید و کلی غصه، با خودش آورد. چه می‌شد کرد؟ نمی‌دانم. مرگ، حق است.

پی‌نوشت اول: اصولا وقتی مجبور باشی صد قسمت نمایش رادیویی بنویسی، و امروز نوبت قسمت اول متن باشد، و متن تو هنوز کامل نشده باشد، مرگ می‌آید عمهء بانو را با خود می‌برد.

پی‌نوشت دوم: حامد کمیلی‌زاده (الیاس)، همت مومی‌وند ( دوبلور قدیمی) و راضیه مومی‌وند (بازیگر و کارگردان)، و حتی میکائیل شهرستانی، و شاید حتی نصف اداره نمایش‌های رادیویی، امروز داغ‌دار عمهء بانو بودند. چون شوهر برادرزادهء آن مرحوم، متن‌ها را نرسانده بود. خدا صبرشان دهد.

پی‌نوشت سوم: حالا برخی از بی‌کاره‌ها، می‌توانند راحت‌تر تجسس کنند: یک بانو، در همین دور و بر، خیلی نزدیک‌تر از چیزی که فکرش را بکنی، داغ‌دار عمه‌اش نشسته. دانش‌جوست و دارد در یک خراب‌شده‌ای درس می‌خواند، و حالا برای دفن عمه‌اش، این‌جاست! به وبلاگ‌هایی که گاهی اصلا فکرش را نمی‌کنی، توجه کن. فضولی نکن، فقط خوب دقت کن!

پی‌نوشت آخر: اینترنت‌ام کم شده، دایم دسترسی ندارم. تمام تعهدات و سرگرمی‌های اینترنتی، به‌جز این صفحه، تعطیل تا اطلاع ثانوی، شاید تا همیشه. بچسب به پول. مثل آدم، دنبال پول هستم و پول. تلفن و موبایل هم تعطیل. در ضمن، ما داغ‌دار هستیم، و تا فرصت هست، فضول‌ها، فضولی کنند که غنیمت است فرصت. 

# این؛ همین # 86/09/18 حسین نوروزی |