یاسین نمکچیان خبر داده که «ديروز پيكر بیجان «تيرداد نصری» در يكی از پياده روهای لندن پيدا شد. فقط همين. تيرداد نصری مُرد. » چه غریبانه مردی دوست کامنتگذار و اهل بحث... یادت هست بانو؟ تیرداد نصری... وسط مرگ قیصر، این طفلی غریبتر از هرکسی رفت. مرگ، زودتر از جنگ و آوار، به سراغ این جماعت آمده..... کسی خبری دارد از تیرداد؟
مهرداد فلاح راست میگوید: مرگ در لندن، مرگ بر لندن!
بعد از تحریر: پرهام شهرجردی و علی عبدالرضایی در لندن هستند. هیچکدام هم آنلاین نیستند. ولی اینجا مطلبی نوشتهاند در تایید فوت این شاعر و منتقد؛ کاش اطلاعات بیشتری داشتم... گرچه حالا فرقی هم نمیکند. مزدک پنجهای هم در همینباره نوشته است. فوت بر اثر سکته، همین.
بخشی از شعر ایستگاه آخرین
پس از بارانهای بسيار
بارانهای بسيار
بارانهای بسيار
از قطار پياده شديم، گفتيم:
« ….. ايستگاه آخرِمان اين بود»
دربارهء تیرداد، به قلم خودش:
هفت سال اول را معلم بودم
۲۴ بعد را:
شاگرد مکانیک
جورابفروش کنار خیابان
ظرفشوی رستوران
راننده پیتزا فروشی
کارمند تعاونی دانشگاه
پرواز دهنده کبوترهام
بیکار
عضو انجمن شعر
نقاش ساختمان
دلال پاکت و کیسه نایلونی
سیگار فروش کنار صبح تا ساعت ۴ میدان
مغازهدار
سیاسی
فراری دهنده
فراری
حیرتزده سرگذشت «هاید پارک» لندن
خیابان به خیابان
شهر به شهر
قاره به قاره
زندگی مرا فرستاد.
به آدرس عوضی.