تبليغاتX
گاوخونی؛ حسین نوروزی و بانو - عاشق اسم‌ات بودم، قیصر!

Home # Baanoo # Posts # Feed # Wap # Email # Archive

ناگهان چه‌قدر زود
چه‌قدر زود طفلکی خداحافظ
چه‌قدر زود
چه‌قدر زود
چه‌قدر زود
چه‌قدر زود 
چه‌قدر زود
چه‌قدر زود
چه‌قدر زود
چه‌قدر زود
چه‌قدر زود
چه‌قدر زود
چه‌قدر زود دیر می‌شود ...........
قیصر امین‌پور را دوست داشتم؛ تنها برای بعضی از دقایق شعرش. و برای چندباری که کمک‌ام کرد. دو هفته قبل، آخرین دیدار بود. امروز صبح کفتر شد و پرید. بخشی از نوجوانی‌ام بود در بحث‌های خوابگاه هنرستان، بین دوستانی که حالا اغلب فیلم‌ساز شده و قیصر را فراموش کرده‌اند. ما هم خوابگاه را فراموش کرده‌ایم. و قیصر امروز صبح مُرده است. 
عاشق اسم‌ات بودم دیوانه! چرا مُردی پس؟ حیف از اسم تو...

 

و قاف

حرف آخر عشق است

آن‌جایی که نام کوچک من

آغاز می‌شود

قصیر امین‌پور، ۲/۲/۱۳۳۸ روستای گتوند دزفول  ۸/۸/۱۳۸۶ ساعت ۳ بامداد، بیمارستان دی، ایست قلبی

گزارش تصویری جام جم  + خبرگزاری فارس + خبرگزاری مهر + خبرگزاری ایسنا 

هم‌زمان با قیصر امین‌پور، قصیر امین‌خواه هم درگذشت !!!!

 

# این؛ هم‌این # 86/08/08 حسین نوروزی