فیلمنامهء شمارهء 29/8
آقای خونه، چشم و چراغ خونه
- پاشو بریم محضر طلاقت رو بدم، بری نزد پاپیجون!
- نه ارباب.. توروخدا !!! من بدون تو میمیرم. من هیچام بیتو ای دل ِ دریایی!
- ایبابا.. دلام به رحم اومد. بمون تو هم یه گوشهء این ملک، زندگیت رو ادامه بده.
فیلمنامهء شمارهء 110
بیکرانگی
- کجا!!؟
- با حسنآقا میرم فحشا!
- اوکی.. برگشتنی، یه پاکت کنت قرمز بگیر برام.
فیلمنامهء شمارهء 48131
بار هستی بر شانههای این مرد
- نِینیسن؟
- چُورک پیشیریرم، سوزونچی صوبانا گءتیرم.
- عیبی یوخ. گَ منیم جوُرابلاریمی چیخات کوُپَگین قیزی!
فیلمنامهء شمارهء 44088
021
- شما هنوز همونجا میشینین؟
- نه، اونجا میخ کاشتن.
شاید ادامه دارد...