تبليغاتX
گاوخونی؛ حسین نوروزی و بانو - این گربهء عزیز

Home # Baanoo # Posts # Feed # Wap # Email # Archive

چه‌شورها که من به‌پا  ز شاهناز می‌کنم
در ِ شکایت از جهان به شاه، باز می‌کنم
جهان پر از غم دل از زبان ساز می‌کنم
ز من مپرس که چونی
دلی نشسته به خونی
ز اشک پرس، که افشا نموده راز درونی
اگر که جان از این سفر، بدون دردسر به‌در برم من
                                      به شه خبر برم من
چه پرده‌های نیرنگ  ز شان، به بارگاه شه درم من!

دستگاه شور / شعر و آهنگ از عارف قزوینی/ اجرای اقبال آذر و بنان را بیابید و بشنوید

می‌گویند داری آب‌شورهات را از دست می‌دهی گربهء عزیز. جای آرش ابوترابی خالی‌است که زیرلب این شعر را زمزمه کند. هربار که قطعه‌ای از«دوش این گربهء عزیز» برداشته می‌شود، ما، دو سه نفری، راه می‌افتیم توی خیابان می‌زنیم زیر آواز. خاک، کسانی را که سکوت می‌کنند، نمی‌بخشد.

شعرهایی از روی حس وطن‌پرستی  +  شعری برای شهرهای دیگر + بازی کثیف وطن 

«این گربهء عزیز»، مجموعه‌ای از علی عبدالرضایی

 

# این؛ هم‌این # 86/07/24 حسین نوروزی |