پیشنهاد این کتاب را، سه ماه قبل دادهبودم خانه کتاب؛ مجموعهای از یادداشتهای خبرنگاران و روزنامهنگارانی که در حوزهء کتاب فعالیت کردهاند.
از روزی که پیشنهاد تصویب شد تا روزی که کار، رسما استارت خورد، کلی بالا و پایین داشتیم. و در نهایت، ده روزی فرصت به ما دادند برای گردآوری این مجموعه. قرار بود برای روز خبرنگار منتشر شود، جشن رونمایی را هم ترتیب دادهبودند. ولی مشکلات همیشهء سیستمهای اداری، باعث شد انتشار این کتاب، تا دیروز طول بکشد.
حالا منتشر شدهاست. نزدیک به نود نفر از همکاران، دوستان، دشمنان و دیگران، در این مجموعه یادداشت دارند. اسمها زیاد است و حوصله تایپ همه را ندارم. چند تا توضیح فقط باید بدهم:
- مجموعهء حاضر، دقیقا چیزی نیست که دوست داشتیم باشد. چرا؟ .......
- اسمها؛ برای اسمها هیچ دفاعی ندارم. خیلیها بهحق حضور دارند و شاید بعضیها هنوز زود بود که در مجموعهای اینچنینی نامشان بیاید. این مجموعه، ادعایی ندارد. تنها قرار بود به این بهانه، یادی از همکاران این حوزه کرده باشیم. امیدوارم در سالهای بعد، شخص دیگری، کار بهتر و مستندتری درآورد.
- چهار پنج نفر، نوشتههاشان بعد از مراحل فنی حذف شد. یکیدو نفر را توانستیم زور بزنیم و تصمیمگیرندگان را قانع کنیم. حالا که کار تمام شده، دو سه یادداشت را نمیبینم. حیف شد. زورمان را زدیم. حذف اینها، دلایل مختلف هم داشت. ولی به هرحال، توی زمان ده روزه، نمیتوانستیم تلاش دیگری بکنیم؛ مثلا یادداشت را برای بازنویسی بفرستیم یا ... نشد. خیلیها هم که هستند، مثل خود من، کمی مزخرف نوشتهاند!
- خیلیها، نام و نوشتهشان در این مجموعه نیست. مشخصا، سید فرید قاسمی عزیز، که همکاران ما خودشان را کشتند و نیافتند ایشان را. و بسیار حیف. سایر محمدی هم همینطور. یادم نیست که یادداشت داد یا ... ولی حالا میبینم که نیست. برای چاپهای بعدی، امید دارم که از حضور دوستانی از ایندست، که قدیمی ِ این حوزه هستند، استفاده کنند. بعضیها هم، مثل مهدی حجوانی محترم، هاشم اکبریانی خیلی عزیز و سیدعلی کاشفیخوانساری همیشه شاکی، نخواستند در این مجموعه باشند. به هرحال، بودن ِ این دوستان، به قول ادبا، به غنای مجموعه میافزود و به قول ما، کلاس کار را بالاتر میبرد. نصف همین تعداد، مثلا، باید به این اسمها اضافه میشد. وقت خیلی کم بود، نشد. حیف.
- یک ماه طول کشید تا کتابی که قرار بود سه روزه منتشر شود، منتشر شد! چرا؟ ..... آنروزها قرار بود به همهء کسانی که در این مجموعه هستند، دو نسخه از کتاب را در جشن رونمایی هدیه بدهند؛ حالا نمیدانم چهگونه این کار را خواهند کرد. لابد ارسال میکنند. فردا میروم و سوال میکنم که چه شد؟ .... و حتما راهی پیدا میکنم و خبر میدهم.
- از اینکتاب، نفرت دارم.
- دو سه تا دوست و همکار، در کنارم بودند و کار جمعآوری این نوشتهها به عهدهشان بود؛ ممنونشان هستم. و البته هومن بابک، رسما بیشتر از خود من زحمت ِ این کار را کشید. از هومن بیشتر ممنونام. شاید اگر نبود، نمیتوانستیم به تعهدمان عمل کنیم به موقع. دوستان دیگری هم بودند که لطف کردند و کمک کردند. در مقدمه تشکر کرده بودم، ولی حالا میبینم حذف شده. چرا؟ نمیدانم. ممنون از همه.
- از این کتاب، نفرت دارم؛ هیچچیزش نشد آنی که باید میبود؛ حاصل، چیزیاست در حد یک ویژهنامه مثلا. و البته بیش ازاین هم توقعی نداشتیم از ابتدا.
- خانه کتاب، واقع در خیابان انقلاب- بین فلسطین و صبا – شماره 1178 ناشر این کتاب بود.
- برای هیچ سوالی، جوابی ندارم. میپرسم، و همینجا، یا از طریق دیگری خبر میدهم.
- بعدالتحریر عصر: امروز عصر دیدم که بخش فنی، مطالب چهار نفر را جا انداخته: عباس حبیبی، حمیدرضا داداشی و دو نفر دیگر. برای ایندو دوست، مخصوصا عباس حبیبی، که منت گذاشت و مطلب خیلی خوبی داد، دلگیر شدم. فقط باید امیدوار چاپ بعدی باشم و ... چی بگم؟ بد شد.
خبر انتشار کتاب، در خبرگزاری مهر - به لطف بیتا + خبر در فارس- گمانم به مدد مصطفی